سيد جعفر سجادى

1640

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

شده باشد نسبت زنا دهد . و مراد از محصنه عفيفه است ، پس نسبت زنا بزنى كه به اين عمل مشهور باشد موجب لعان نخواهد بود . 2 - انكار ولدى است كه در فراش او متولد شده و شرائط لحوق در او جمع سكوت در حال ولادت مانع از نفى ولد نيست به شرط اينكه قبلا بفرزندى او اعتراف نكرده باشد . در قذف سماع يعنى شنيدن از ديگرى كافى نبوده و لو از روى شياع يا ظن باشد . بلكه جواز آن مشروط است بمعاينه به اين كه شخص خود آن را مشاهده كرده باشد . از شرايط ملاعنه دوام زوجيت . پس ملاعنه در متعه جارى نيست . 2 - دخول . پس در تحقق آن خلوت كافى نبوده اگر چه از انظار مستور بوده و پرده افتاده باشد . 3 - سلامتى از كرى و لالى . پس قذف وقتى موجب لعان است كه زنى كه شوهرش نسبت زنا به او داده كر و لال ( صَمّاء و خَرْساء نباشد و الا آن زن بدون لعان بر مرد حرام خواهد بود . كيفيت لعان اين است كه زوج چهار مرتبه بگويد اشهد بالله انى لمن الصادقين فيما قذفته على هذه المرأة يعنى شهادت مىدهم به خدا كه در آنچه به اين زن نسبت داده‌ام بطور تحقيق از راستگويانم . سپس حاكم زن را اندرز و نصيحت خواهد داد . پس اگر زن اعتراف بجرم خود نمود او را رجم خواهد كرد و الا نوبت شهادت به او رسيده و چهار مرتبه ميگويد أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْها إِنْ كانَ مِنَ الصَّادِقِينَ غضب و خشم خدا بطور تحقيق بر او يعنى بر زن باد اگر مرد از راستگويان باشد . و تلفظ به اين كلمات چه در مرد و چه در زن بايد در حال قيام و در محضر حاكم شرع باشد . و در صورت عذر از تلفظ به عربى حاكم بترجمه آن اكتفاء خواهد نمود . بهر حال حضور شاهد لازم نيست اگر چه مستحب است كه لعان در حضور چهار شاهد صورت گيرد . ( كليات حقوقى ص 314 ، 316 ) لَعَلَّ - بفتح لام اول و تشديد لام ثانى از حروف مشبهة بالفعل است و نصب باسم دهد و رفع به خبر مانند « لعل زيدا قائم » و گاه بهر دو نصب دهد مانند « لعل اباك منطلقا » و آن را چند معنى است 1 توقع كه ترجى محبوب و اشفاق از مكروه است 2 تعليل مانند « فَقُولا لَهُ قَوْلًا - لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى 3 استفهاميه مانند « لا ندرى لعل الله يحدث بعد ذلك امرا » ( از مغنى ص 149 ) . لَعْن - ( اصطلاح فقهى ) لعن دعاء عليه بود به بعد و دورى از رحمت حق لُغَز - ( اصطلاح ادبى ) نزد بلغاء كلامى است موزون كه دلالت بر ذات شىء كند بواسطهء ذكر خواص و لوازم آن . و بالجمله لغز و معما آن بود كه معنى از معانى در كسوت عبارتى مشكل مشابه بطريق سؤال بپرسند ( رجوع شود به المعجم ص 316 ) . لغز آنست كه از چيزى سؤال كنند